اوضاع ديني و اجتماعي زمانه‌، هم در ميان عامه و هم در ميان اهل كليسا، وجود داشت‌؛ حتي در ميان فرقه‌هاي ديني‌، به‌ويژه يكي از مهم‌ترينشان‌، يعني فرانسيسيان‌.
حال بايد به رشد پيوسته‌ٴ (دست كم از سال 1334 به بعد) جرياني بپردازيم كه اصلاح را بي‌اعتبار يا تعديل كرد و طاعت ناميده مي‌شد. طاعتيان (نامي كه بعدها به آنان داده شد)1 سخنان‌ يوحناي بيست‌ودوم را در منشور سال 1317 از جان و دل پذيرفته بودند ((فقر مهم است‌، ولي‌ اطاعت مهم‌تر است‌.)) سازماندهي آنان تحت تأثير كساني چون قديس برناردينوي سي‌ينايي‌(1380 ـ 1444) و قديس جوواني دا كاپيسترانو (در كالابريا، 1386 ـ 1456)، در سده‌ٴ چهاردهم تكميل شد و آنان تدريجاً بر فرقه‌ٴ فرانسيسي مسلط شدند. در اجلاس عمومي 1317 اين فرقه‌، كه از سوي پاپ لئون دهم تشكيل شد، طاعتيان (در برابر صومعه‌نشينان قديمي‌) تشكيل‌دهندگان واقعي فرقه‌ٴ قديس فرانسيس اعلام شدند: رييس آنان رييس تمامي فرقه است و آنان بر صومعه‌نشينان برتري دارند.
البته مي‌توان و بايد به ساير دايرةالمعارف‌ها و تاريخ‌هاي مربوط به كليسا هم مراجعه كرد، ولي در مورد مسئله‌هاي مربوط به كليسا در سده‌هاي ميانه روش بهتر اين است كه نخست از بحث‌هاي تحقيقي كاتوليك شروع كنيم‌.

6. آثار انجيلي و مواعظ

نيكلاي ليرايي‌

نيكلاي ليرايي‌، عالم كتاب مقدس و عبري‌دان فرانسوي‌. در ليرا نزديك آورو در نورماندي‌ درحدود سال 1270 زاده شد؛ در سال 1300 يا 1301 به سلك فرانسيسيان درآمد و در صومعه‌ٴ ورنوي در آن نزديكي مقيم شد؛ به زودي او را براي تكميل تحصيلات ديني به پاريس فرستادند و او پيش از سال 1309 از دانشگاه پاريس دكتر الاهيات شده بود. او از مقامات مهم فرقه‌ٴ فرانسيسي گرديد و دست كم از سال 1319 رييس آن فرقه در فرانسه و از سال 1324 يا 1325 رئيس فرقه در بورگوندي بود؛ در سال 1322 در اجلاس عمومي فرقه در پروجا شركت داشت‌. به‌عنوان يكي از اوصياي ژان بورگونديايي (متوفا 1330)، بيوه‌ٴ فيليپ پنجم دراز، در سال 1332 همراه با كاردينال پي‌ير برتران مدرسه‌ٴ بورگوندي را در پاريس تأسيس كرد؛ مقررات آن‌، كه از قرار معلوم توسط نيكلا نوشته شده بود، در سال 1335 مورد تصويب پاپ بنديكتوس دوازدهم قرار گرفت‌. او در ماه اكتبر 1349 (نه 1340) در پاريس درگذشت‌.
او از هيچ لحاظ عبري‌دان بزرگي نبود، ولي در ميان مسيحيان سده‌هاي ميانه به‌آساني‌


1 .در سده‌ٴ چهاردهم آنان را زوتچولانتي (چوبين كفش‌) مي‌ناميدند، چون كفش‌هاي چوبي مي‌پوشيدند.